از هر طرف

 

             لطفا" یکی راهنمایی ام کنه

 

از یه طرف

یه بابایی توی خراسان، به جرم سرقت موتور سیکلت، ظرف یه هفته پس از دستگیری، محکوم به قطع دست می شه و حکم هم فورا" اجرا می شه.

از طرف دیگه

انواع و اقسام آدما توی اختلاس سه هزاری و اختلاس بیمه، در حال محاکمه ان. هفت ماهه که توی دادگاه دارن باهاشون لاس می زنن و می گن و می خندن. ضمنا" هنوز که هنوزه، برای حفظ آبروی متهّما، از حرف اول اسم و فامیل شون استفاده می کنن.

از یه طرف

به محض این که جمله ای می گی یا چند خطی در انتقاد از وضعیّت موجود می نویسی، باید به عالم و آدم جواب پس بدی و شاید هم بری حبس.

از طرف دیگه

توی پرونده ی اختلاس بیمه، هفتاد و هفت متهّم وجود دارن که از این تعداد، فقط پونزده نفر در بازداشت هستن و بقیه دارن واسه ی خودشون می چرخن، تا دادگاه خبرشون کنه و زحمت بکشن و یه توک پا تشریف بیارن به چند تا سوال پاسخ بدن.

از یه طرف

لباس و آرایش غیر متعارف خانوما و آقایون، تهدیدی برای نظام محسوب می شه. به همین دلیل، گوشه به گوشه ی خیابون ها، ماءمور مستقر می شه و ظرف چند ثانیه از در و دیوار می ریزن سر کیس های غیر متعارف.

از طرف دیگه

هفت هشت تا کراکی درب و داغون، فرصت کافی دارن که داخل پارک تفریحی توی قلب پایتخت، ده پونزده تا ماشین رو داغون کنن و مردم رو تا حدّ مرگ بترسونن. ولی یه ماءمور پیدا نشه که بیاد وسط معرکه و یه تیر هوایی در کنه.

از یه طرف

صادرات انواع دوشیزه و بانو برای کشورهای همسایه، مساءله ی مهّمی نیست و ربطی به شاءن نظام نداره.

از طرف دیگه

فروش بلیت به بانوان برای تماشای مسابقه ی فوتبال توی سینما، اصلا" در شاءن نظام نیست.

از یه طرف

چند همسری، صیغه ی بی نهایت، و ازدواج موقّت، امری ست پسندیده و جزو افتخارات نظامه.

از طرف دیگه

دست دادن هنرمند ایرانی یی که داور جشنواره ی خارجی ست با آقایون نامحرم، حیثیّت نظام رو زیر سوال می بره.

 

ادموند برک، سیاستمدار ایرلندی می گه:

" تنها چیزی که برای پیروزی شیطان لازم است، این ست که انسان های بزرگ، دست روی دست بگذارند و هیچ کاری انجام ندهند "

--------------------------------------------------------------------

پ ن ) بی زحمت فقط در رابطه با مطلبی که اینجا می خونین, اظهار نظر کنین. برای گفتن حرفای دیگه, از سرویس ئی میل استفاده کنین.

 

/ 2 نظر / 40 بازدید
نیلوفر

از یه طرف : گشت ارشاد یه جون رو بخاطر مانتوی استین کوتاه میگیره و بعد که متوجه میشه طرف توی یه جای دولتی کارمنده به حراست اونجا اطلاع میده و از کار برکنارش میکنن . از طرف دیگه : توی ارگان های دولتی - بعضی جاها - طرف هر کاری که برخلاف شئونات اخلاقی انجام میده . تازه پست مهمی هم داره و انگار نه انگار مسسده د

محمد

سلام. متاسفانه به نظر میاد یه جور حس بی خیالی جامعه را گرفته . مثل اینکه این مسایل کاملا عادی شده و متاسفانه جامعه هم علی رغم اینکه مخالف هستش اعتراضی نمیکنه. نمیدونم برخورد قهری بعد از انتخابات باعث شده کسی حاضر به ژرداخت هزینه اعتراض کردن به این برخورد های دولتی نباشه یا اینکه مردم کلا بی خیال شدن و از حقوق خودشون چشم پوشی کردن ؟