دوباره در باب خدمت به خلق

 

             

 

شاه وزیر حکایت قبلی که یادتون هست؟ اگه یادتون نیست، ابتدا، مطلب پایینی رو بخونین و برگردین اینجا.

توی شاه و وزیر به سبک ما، برای کسانی که علیه شاه قیام کنن و شکست بخورن، مجازات های سختی در نظر گرفته می شد.

محض نمونه، دو سه تا ش رو می گم:

خوردن سیب زمینی خام،

خوردن پرتقال با پوست،

سر و ته آویزون شدن توی سنگر،

و ... نشستن زیر شاه تا آخر بازی، یعنی زانو می زدی و خم می شدی و نقش صندلی رو براش بازی می کردی.

من و یکی دو نفر دیگه بودیم که خوردن سیب زمینی خام و پرتقال با پوست و سر و ته شدن توی سنگر رو به نشستن زیر شاه ترجیح می دادیم.

ولی بقیه که تعدادشون هم زیاد بود، طاقت این چیزا رو نداشتن و حاضر بودن تا آخر بازی، هر چقدر هم که طول بکشه، زیر شاه بمونن و نقش صندلی رو بازی کنن.

تا جایی که یادم می یاد، توی بازی شاه و وزیر، تشویق وجود نداشت.

فقط یه پست وزارت بود که اون هم مرحمتی شاه بود.

باقی بازی و در واقع، تفریح اصلی، مجازاتی بود که شاه برای به اصطلاح دزدها در نظر می گرفت.

نوع مجازات رو به وزیر دستور می داد. وزیر هم توسّط جلاد، حکم رو اجرا می کرد.

موندم چرا سرتاسر این مملکت، از این بازی لذت می برن؟!

 

            

/ 3 نظر / 38 بازدید
zorba

میخوان بهمون یاد بدن که اگه شاه نیستی و شانسی هم برای وزیر شدن نداری یا باید فرمانبردار باشی یا اینکه هر چی سرت بیاد نباید خم به ابرو بیاری... وگرنه ...... با سلام

مانیا

صندلی شدیم، چهارپایه، نردبان..رفتند بالا ، شکستیم،نیومدند پایین ...