در باب خدمت به خلق

 

جایگاه خدمت و نوکری مردم

در دوران خدمت سربازی ام که دیگه همه تون می دونین کجا بود و چگونه گذشت، بعضی شب ها توی یکی سنگرها جمع می شدیم.

یکی از بازی های مورد علاقه مون شاه – وزیر بود.

منتهی شاه – وزیر از نوع متفاوت، به این معنی که بخشی رو به ش اضافه کردیم تا هیجان ش رو بیشتر کنیم.

اون تیکّه ی اضافه از این قرار بود که شاه روی صندلی می نشست و حکمرانی می کرد و حقّ نداشت از روی اون بلند بشه.

چون به بقیه این فرصت داده می شد که علیه شاه، قیام کنن و اون رو از روی صندلی بلند کنن.

کسی که می تونست این کار رو انجام بده و صندلی شاه رو ازش بگیره، می شد شاه جدید.

به همین دلیل، همواره شاه باید خودش رو برای درگیری تن به تن، با تک تک شرکت کننده ها آماده می کرد.

یادش به خیر و هر جا که هست زندگی به کام ش.

محمّد اصغر زاده رو می گم. جوونی با دو متر قدّ و بالای صد و بیست کیلو وزن.

وقتی اون به حکم قرعه شاه می شد، می دونستیم قیام علیه اون و بلند کردن ش از تخت پادشاهی، غیر ممکنه.

شب هایی که شرکت کنندگان در بازی، تصمیم به کودتا علیه اصغرزاده می گرفتن، کم ترین آسیب وارده، زخم و زیلی شدن سر و کلّه و کوفتگی دست و پا بود.

چرا این مطلب رو نوشتم ؟ وصل ش کنین به روزگار فعلی جهان امروز.

 

/ 2 نظر / 49 بازدید
سهیلا

دنیا جای عجیبیه همیشه یه عده یی مشغول گرفتن جای دیگری و همیشه داستانهای خودشون رو دارن. حالا تو این بازی کی کجاست و کی زورش بیشتره هم داستانش جدا!!!!

مانیا

ما اما شاهانی رو به تخت نشوندیم که چهارمیخ تخت هستند و با بلند شدن شون تخت هم بلند میشه و با چهار چوب تخت اصلا میایند به جنگ با ما..