در باب دروغ

 

ورود راستگوها ممنوع

 

محمّد جواد زمان آبادی

هفته نامه ی تماشاگر – 27 آبان 1391

 

اگر  کاراکالای 29 ساله، در میان رومیان، به خدای نیرنگ و دروغ، مشهور شد و

آوازه اش در سراسر جهان پیچید، به خاطر ایران بود و ایرانی بازی.

 

روزی وزرای خود را جمع کرد و راهی خواست تا با چند لشگری که داشت، چگونه

چند ده لشگر ایرانی را شکست دهد.

 

یکی سر بر آورد که ایرانی را با دروغ شکست دهید که این تنها راه است.

 

در کشوری که دروغ، جایی ندارد، باوری هم به دروغ نیست. این گونه است که

می توانید آنان را آن طور که می خواهید فریب دهید.

 

کاراکالای جوان و بد ذات، فی الفور، نامه ای به پادشاه ایران نوشت و دخترش میترا

را از او خواستگاری کرد.

 

سپس با لشگری کم تعداد، امّا مسلّح، راهی ایران شد و در حوالی بغداد که آن

روزها جزئی از خاک ایران بود، با پادشاه، قرار دیدار و خواستگاری گذاشت.

 

پادشاه ایرانی که ذات دروغ را نمی شناخت، با خانواده و دوستان، راهی محّل قرار

شد و در همان جا توسّط لشگریان رومی کشته شد.

 

بدین ترتیب، دروغ، نخستین بار، آن گونه که در تاریخ ایران از آن یاد شده، توسّط کاراکالا، سوغات ایران شد.

/ 8 نظر / 28 بازدید
بلاگ دایر

وبلاگ خود را به فهرست وبلاگ های فارسی اضافه کنید. www.blogdir.ir

نیلوفر

چرا دروغ میگین کی ایرانی ها دروغ میگن ؟ کی ایارن سوغاتش دروغه ؟ یه کم راست بگین

نازنین

داستان جالبی بود... حالا به جایی رسیدیم که ایرانی رو با دروغ و کلک مترادف میدونن ... و ا اسفااااااا

فریبا

دروغ ریا بد جنسی و بدخواهی این روزها نهاد ایرانیان را احاطه کرده و برای انسانیت مرده مدام مرثیه می خوانیم

سنوباتل

سلام بر دانش عزیز چند تایی از پستهایتان را خواندم و از شدت اندوه دیگه نتونستم ادامه بدم ! از آشنایی تان خوشحالم + لینک

ساده باجی

این نمی آورد یکی دیگه موضوع اینه که ما چه قدر با استعداد بودیم ... (آب ندیده بودیم و گرنه شناگرهای خیلی خیلی ماهرتری هستیم) ......... الان اون بیچاره اگه سر از قبر در بیاره 4 شاخ می مونه[افسوس]

دخترخاله ها

سلام... امیدواریم حالتون خوب باشه.... اواسط دی ماه مهمان دخترخاله ها بودید وباید ببخشید که انقدر دیر داریم بازدیدتون رو پس میدیم... از آشنایی باهاتون خوشبخت شدیم و از خوندن همین چند پست صفحه ی اصلی لذت بردیم.... اما اگه بخوایم راجع به هرکدوم حرف بزنیم در یه کامنت نمیگنجه ولی اون پست ذهن پر سوال شاید جوابهای زیادی داشته باشه اما ما فکر میکنیم جواب اصلیش اینه که هیچکدوممون زحمت تکون به خود دادن رو به خودمون نمیدیم و از کف تا راس فقط حرف میزنیم وحرف.... تا درودی دیگر بدرود[گل]